الشيخ البهائي العاملي
17
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )
اندرين ره چيست دانى غول تو * اين ريائى درس نامعقول تو درس اگر قربت نباشد زان غرض * ليس درسا انه بئس المرض اسب دولت بر فراز عرش تاخت * آنكه خود را زين مرض آزاد ساخت فصل فى ذم المتهمين « 1 » بجمع أسباب الدنيا « 2 » المعرضين عن تحصيل أسباب « 3 » العقبى نان و حلوا چيست ؟ اسباب جهان * كافت جان كهانست و مهان آنكه از خوف خدا دورت كند * آنكه از راه هدى « 4 » دورت كند آنكه او را بر سر او باختى * وز ره تحقيق دور انداختى تلخ كرد اين نان و حلوا كام تو * برد آخر رونق اسلام تو 250 بركن اين اسباب را از بيخ و بن « 5 » در دل اين نار هوس را سرد كن آتش اندر زن درين حلوا و نان * وارهان خود را ازين بار گران از پى آن ميدوى از جان و دل * وز پى اين ماندهء چون خر به گل « 6 » اللّه اللّه اين چه اسلامست و دين * ترك شد آئين رب العالمين جمله سعيت بهر دنياى دنيست * بهر عقبى مى ندانى سعى چيست در ره آن مو شكافى اى شقى * در ره اين كند فهم و احمقى حكايت سؤال بعض العارفين من بعض المنعمين عن قدر سعيه فى تحصيل « 7 » الاسباب الدنيوية و تقصيره عن الاسباب الاخروية
--> ( 1 ) - نخ : المنهمكين ( 2 ) - نخ : و ( 3 ) - نخ : زاد ( 4 ) - ( هدا ) بضم ( ها ) راه راست - رستگارى ( 5 ) - نخ : كوه غم درياى آتش قطع كن و نسخهء ديگر ( سرد كن ) ( 6 ) - اين شعر در ساير نسخ ديده نشد ( 7 ) - نخ : اسباب الدنيويه و توبيخه على التقصير في تحصيل اسباب الاخرويه